بررسی داستان «خلیل کافر» اثر جبران خلیل جبران بر پایه نظریه خودشکوفایی آبراهام مزلو

نوع المستند : مقاله پژوهشی

المؤلفون

1 گروه زبان و ادبیات عربی. دانشکده ادبیات و علوم انسانی. دانشگاه گیلان. رشت. ایران

2 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات، قم، قم، ایران

10.22091/npa.2023.9933.1008

المستخلص

شناخت نیازهای انسان، رهگشای مشکلات و مبنای تصمیم‌گیری های وی در زندگی است. آبراهام مَزلو (Abraham Maslow)، روانشناس انسان‌گرای آمریکایی (1970-1908) معتقد است انسان دارای پنج دسته نیاز است که به ترتیبِ قاعدۀ هرم، عبارتند از: نیازهای فیزیولوژیک؛ نیاز به امنیت، نیازهای اجتماعی، نیاز به احترام و در نهایت نیازِ خودشکوفایی که در رأس هرم قرار دارد. پژوهش حاضر می کوشد تا با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مؤلفه‌های نظریه خودشکوفایی مزلو در داستان "خلیل کافر" اثر جبران خلیل جبران بپردازد. داستان مذکور بیانگر سیر زندگی جوانکی بیست و دو ساله است که به نیازهای مختلف خویش آگاه است و از آنجایی که اربابان کلیسا و راهبان، وی را از رسیدن به آنها بازمی‌دارند، برای تحقق آنها به پا می‌خیزد و با آگاهی‌بخشی نسبت به نیازهای بشری، انسان‌های زیادی را با خود همراه می‌سازد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که خلیل کافر با خیزش انقلابی خود، افراد طبقۀ فرودست جامعه را نسبت به حقوق انسانی و - به تعبیر آبراهام مَزلو- نیازهای اولیه بشری آگاه می سازد. وی با برخورداری از علاقۀ اجتماعی و برقراری رابطۀ صمیمانه با مردم، موجبات تأمین نیازهای فیزیولوژیکی، امنیتی، اجتماعی و احترامی می گردد و افکار جامعۀ استبداد زده را نسبت به نیازهای فراتر از خوراک، پوشاک و غیره معطوف می سازد، و در مسیر رسیدن به مراتب حقوق و نیازهای انسانی، عامل رهایی مردم از یوغ استبداد زمانه می گردد و در نتیجه آنان را به بهترین خود؛ یعنی استقلال، آزادی و خودشکوفایی رهنمون می سازد.

الكلمات الرئيسية


عنوان المقالة [Persian]

بررسی داستان «خلیل کافر» اثر جبران خلیل جبران بر پایه نظریه خودشکوفایی آبراهام مزلو

المؤلفون [Persian]

  • omid jahanbakht layli 1
  • samira farrokhi 1
  • حسین تک تبار 2
1 Department of Arabic Language and Literature. Faculty of Literature and Humanities. Gilan University. Rasht. Iran
2 قسم اللغة العربیة وآدابها ، کلیة الآداب ، قم ، قم ، إیران
المستخلص [Persian]

شناخت نیازهای انسان، رهگشای مشکلات و مبنای تصمیم‌گیری های وی در زندگی است. آبراهام مَزلو (Abraham Maslow)، روانشناس انسان‌گرای آمریکایی (1970-1908) معتقد است انسان دارای پنج دسته نیاز است که به ترتیبِ قاعدۀ هرم، عبارتند از: نیازهای فیزیولوژیک؛ نیاز به امنیت، نیازهای اجتماعی، نیاز به احترام و در نهایت نیازِ خودشکوفایی که در رأس هرم قرار دارد. پژوهش حاضر می کوشد تا با بهره‌گیری از رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مؤلفه‌های نظریه خودشکوفایی مزلو در داستان "خلیل کافر" اثر جبران خلیل جبران بپردازد. داستان مذکور بیانگر سیر زندگی جوانکی بیست و دو ساله است که به نیازهای مختلف خویش آگاه است و از آنجایی که اربابان کلیسا و راهبان، وی را از رسیدن به آنها بازمی‌دارند، برای تحقق آنها به پا می‌خیزد و با آگاهی‌بخشی نسبت به نیازهای بشری، انسان‌های زیادی را با خود همراه می‌سازد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که خلیل کافر با خیزش انقلابی خود، افراد طبقۀ فرودست جامعه را نسبت به حقوق انسانی و - به تعبیر آبراهام مَزلو- نیازهای اولیه بشری آگاه می سازد. وی با برخورداری از علاقۀ اجتماعی و برقراری رابطۀ صمیمانه با مردم، موجبات تأمین نیازهای فیزیولوژیکی، امنیتی، اجتماعی و احترامی می گردد و افکار جامعۀ استبداد زده را نسبت به نیازهای فراتر از خوراک، پوشاک و غیره معطوف می سازد، و در مسیر رسیدن به مراتب حقوق و نیازهای انسانی، عامل رهایی مردم از یوغ استبداد زمانه می گردد و در نتیجه آنان را به بهترین خود؛ یعنی استقلال، آزادی و خودشکوفایی رهنمون می سازد.

الكلمات الرئيسية [Persian]

  • شخصیت شناسی
  • آبراهام مزلو
  • خودشکوفایی
  • جبران‌خلیل جبران
  • «خلیل کافر»
  • تاريخ الاستلام: 03 أكتوبر 2023
  • تاريخ المراجعة: 09 نوفمبر 2023
  • تاريخ القبول: 25 نوفمبر 2023
  • تاريخ النشر الأول : 25 نوفمبر 2023
  • تاريخ النشر: 23 سبتمبر 2023